تبلیغات
وبلاگ دل شكسته ها - عشق وعاشقی
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | 02:18 ب.ظ | نویسنده : محمد حسنلو و امیر محمد شفقت

هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمون ها با زمینش همشون فدای تو


 


اگه که با موندن من غم تو دلت جون میگیره/میمیرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره


 


داشتیم تو جاده میرفتیم که چشمم افتاد به یه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل میـــخواد نه دلیـــل


 


باز امدی تو بر سر راهم ای عشق می کنی تو گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو ازردی دریا سر نوشتم را تو به یاد اور دنیا سر گذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون........................ گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم اوازم میروم شبها به ساحلها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا می نویسم اوج غمها را


 


عشق مثل آبه..می تونی تو مشتت قایمش کنی.آخرش یه روز مشتتو باز می کنی می بینی همش رفته .بی اینکه تو بفهمی .اما دستت پر از خاطرست


 


فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو …… مهم اینه که….. کی تا آخرش می مونه


 


وقتی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم


 


ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم


 


شاگردی از استادش پرسید: " عشق چست؟" استاد در جواب گفت: "به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمیتوانیبه عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!" شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟" شاگرد با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: "عشق یعنی این"


 


چنین گفت زرتشت اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن ...اگر کسی را دوست داری خردش نکن... اگر دستی را گرفتی رهایش نکن... مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند


 


Shayad zendegi aan jashni nabashad ke arezu yash ra dashte ie , amma hal ke be an davat shode ie " ta mitavani ZIBA BERAGHS " !!!


Dar negahe kasani ke Parvaz ra nemifahmand , har che bishtar oj


 begiri .... kuchektar khahi shod !


هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه بیادت باش


 


یادگرفتم هرچند رفتی و مال من نشدی...ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دوروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم گریه های هیچکس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم. یاد گرفتم هر چیزی رو خیلی زود و راحت میشه فراموش کردحتی اگرقسمتی اززندگیمون شده باشه. یاد گرفتم دیگه عاشق نشم چون


 


با آرزوی 12 ماه شادی ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتی ، 8760 ساعت عشق ، 52560 دقیقه برکت ، 3153000 ثانیه دوستی ، پیشاپیش سال نو را تبریک عرض می نمایم


 


اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری


 


بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید جای یار برام گریه کند


 


مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت


 


فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن


 


to zendegi bazi chiza bozorg bazi chiza kochik bazi chiza sade va


 bazi chiza mohem hastan bozorg mesle ESHGH kochik mesle GHAM sade mesle MAN mohem mesle TOOO


 


هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اینقدر کوچیک هست که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ... ولی وقتی دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی


 


زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم


 


چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه نه بخاطر اینکه نیازش رو بر طرف کنه نه بخاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه بخاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار بلکه بخاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره


 


وقتی دیگه قدرت فریاد زدنم نداشته باشی وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی وقتی دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن. . وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه ... . وقتی چشم از دنیا ببندی وآرزوی مرگ کنی وقتی احساس می کنی دیگه هیچ کس تو رو درک نمی کنه وقتی احساس کنی تنها ترین تنهای دنیا هستی ووقتی باد شمع نیمه سوخته اتاقتو خاموش کرد چشمهایت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که صدات کنه باغبان در را باز کن من مرد گلچین نیستم من خودم گل دارم و محتاج


 


عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلی پریشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمری غزل خونت شدم . شعرای ارزونت شدم اما یه جوری مجنونت شدم


 


بوسه اختراع طبیعت است برای هنگامی که کلام قادر به بیان احساسات نیست


 


به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیله اشکی که فردا برمزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن به جای اون متن های تسلیت که فردا برام می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نیازم دارم


 


این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم... این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنی


 


تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم .......... تو دیگه رفتی که رفتی ............ نمیای پیشم میدونم !!! هر کجا که هستی منو تو دلت نگهدار . با چشای خیس و گریون من می گم خدا نگهدار


 


دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند را دوست بداریم.


 


یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی 2 خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عاشق تری ، تنهاتری


 


یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر...پر سوزترین گدازه از عشق بگیر در هر نفسی که می تپی ای دل من...یادت نرود اجازه از عشق بگیر


 


دکتر شریعتی میگه وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی


 


من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست بین مرگ و ادمی قول و قراری نیست نیست من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر سر زده می اید و راه فراری نیست نیست


 


تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ، ما که بهم نمیرسیم بسه دیگه بذار برم ، کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم ، حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم ، من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها ، نه برده حلقه بگوش نه ناجی فرشته ها ، من عاشقم همینو بس غصه نداره بی کسیم ، قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمیرسیم


 


اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت " اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه " اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه " اگه می دونستی که رفتنت چه اتشی بر جانم کشید اون وقت این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ


 


عاشقانه عارفانه بی بهانه شاعرانه خالصانه صادقانه تا نهایت تا قیامت با صداقت با عدالت با نجابت با شجاعت به تو گویم من فدایت


 


نگاهم کرد... پنداشتم دوستم دارد ! نگاهم کرد... در نگاهش صد شور عشق خواندم ! نگاهم کرد... دل به او بستم ! نگاهم کرد... اما نه !!! بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد !!! از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم ! که همه نگاه ها پیام آور عشق نیستند... همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند... و ... همه نگاه ها بی ریا نیستند !!!


 


هیچ کی از رفتن من غصه نخورد هیچ کی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی گریش نگرفت اشکشو کسی نریخت پشت سرم راستی بی کسی درد بدیه منم انگار همیشه تو سفرم وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من می خواست تلافی بکنه پس چشم هیچ کسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلیم آفتابی بود اگه شب می رفتم و خورشید نبود آسمون خوب می دونم مهتابی بود


 


دخترک همیشه می گفت:من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد ...اسب سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد.... پسرک رفته بود برای همیشه


 


مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش سالها صبر کن


 


آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را با ور کنی می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.


 


عشق آتش است ،اما آتشی سرد . با وجود این باید در این آتش سوخت ،این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ،ناخالصی است آن چه میسوزد و طلاست آنچه میماند نگران رنج عشق هم نباش زیرا خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .فراموش نکن دانه باید شکسته شود و گرنه درخت چگونه میتواند متولد گردد؟؟! رود باید به انتها برسد و گرنه چگونه میتواند به دریا ملحق شود ،پس راحت باش و در عشق بمیر! و گرنه چگونه میتوانی خویشتن خویش را بیابی؟


 


عشق با روح شقایق زیباست...عشق با حسرت عاشق زیباست...عشق با نبض دقایق زیباست...عشق با زهر حقایق زیباست...عشق با درد حسرت دیدار تو بودن زیباست


 


من از صدا ها گذشتم ، روشنی را رها کردم ، رویای کلید از دستم افتاد ، کنار راه زمان دراز کشیدم زندگی ، زمانی معنا دارد که سفری در جاده ی عشق باشد کسی که در گوشه ای اتراق کند ،زندگی را میبازد


 


من تو را دوست دارم... چونکه محکومم به درک فلسفه حیات.. چونکه زندگی مرا رها نمی کند و من ناگزیر به ادامه آنم... من تو را دوست دارم.. چونکه می خواهم با باران ببارم ؛ با باد آه بکشم رنج جوانه زدن را بچشم تا شاید بهار را دریابم.. من تو را دوست دارم همچون بوسه آفتاب بر پیشانی کوهستان.. همچون نوازش پیکر برهنه نارونها توسط باد ..


 


تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستارست تو که لبخند طلایت واسه من عمری دوبارست آسمون نبودم اما عشق تو مثل یه ماهه سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه


 


بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم ، بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی ، نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی ، اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ، صدام کن ، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم ، اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی ، صدام کن قول میدم ساکت بمونم


 


اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم! خاطرم آمد: شاید دلتنگ خنده هایم باشی. ببخش اگر این روزها... عشق با گریستن اثبات می شود!!! ٭ آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی و آن گاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست. بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترین ها را به ارمغان آوری!!!


 


صدبار مرا زمانه در هم کوبید هر پاره استخوانم از غم پوسید تنها تو شدی بهانه بودن من


 


نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم


 


دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی


 


اگه میدونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی اگه می دونستی چقدر اشک میریزم هیچ وقت تنهام نمی ذاشتی


 


ادم ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنن گنجشک ها جدی جدی می میرند ادم ها شوخی شوخی زخم زبون می زنن قلب ها جدی جدی می شکنند تو شوخی شوخی لبخند میزنی من جدی جدی عاشقت می شم


 


عمر خود را در غریبی باختم،در ره عشق کسی دل باختم،هستی ام شد غرق دریای سکوت،باخیاسکوت،باخیالش روزها پرداختم،درفراقش اشک چشم و سوز و آه ،غیر ناله نغمه ای ننواختم،


 


کل بارون زده من,کل یاس نازنینم--- مى شکنم بزمرده مى شم نذار اشکاتو ببینم---تا همیشه ترا داشتن,داشتن تمام دنیاست---از توو اسم تو کفتن یهترین همه حرفاست---با تو اکه باشم وحشت از مردن ندارم---لحظه هام بر مى شه از تووفت غم خوردن ندارم---اى غزل واره دلتنک که همه تنت کلامه---هنوزم با کل کونت شرم اولین سلامت---اى کل شکسته سافه کل بربر--- که بیاد هجرت برنده هایى ,توى یاس مبهم جشمات مى بینم, که به فکریه سفربى انتهایى ,سر بزیردل شکسته نازنینم ---


 


دفترم راباز میکنم اولین صفحه و اولین جمله حکایت ازرفتنت دارد به صفحات دیگرنگاه میکنم تمام صفحات دیگررا از نبودنت از غم دوریت از چشم انتظاریم واز امید به بازگشتت پر کرده ام تنها یک برگ سفید باقی مانده برگی که برای امدنت خالی گذاشته ام


 


هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند


 


فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد... پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست


 


دوستی از دریا بیاموز که برای در آغوش گرفتن ساحل آروم و قرار نداره معرفت فقط معرفت دیوار چون هر چی مرد و نامرده بهش تکیه می دن


 


آن لحظه با خودم فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن بازی می‌کنم ، ولی اکنون می‌فهمم که من بازیچه‌ای هستم در دست غم


 


زمانی که متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداز شد و گفت : تا آخر عمر با تو هستم!!! از او پرسیدم کیستی ؟ گفت: غم


 


زندگی مثل یه قاصدک هست که اگه نگیریش خیلی ساده و راحت از تو میگزره ، و به فکر تو نیست که حسرت رفتنشو میخوری


 


midoni chera pahat dard mikone? vase kare ziad nist vase ine ke rozi 1000 bar miay to ghalbe mano miri!!!!!!